داشتیم کانالهای تلویزیون و بالا پایین میکردیم یهو تو کانال 4 روشنک عجمیان و دیدیم که داشت مسابقه اجرا میکرد. شادان سوزنش گیر کرد که من دلم برای آروشا تنگ شده منو ببر خونه مادربزرگش ببینمش. از اون اصرا و خواهش تمنا و از من انکار که الان نمیشه. یهو شادان با لحن خاص و جدی پرسید : مگه الان خاله روشنک " سه راه و سیمانه "؟ پرسیدم چی؟سوال

با قاطعیت گفت همین جا رو میگم دیگه تو تلویزیون همون سه راه و سیمان دیگه . فرشته

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

شادان و ریحانه داشتن با همدیگه صحبت میکردن. شادان نشسته بود تو صندلی ماشینش و تا ریحانه گفت که این صندلی توئه؟ شادان یه ژستی گرفت و همچین با حالت پز رو شو کرد به سمت پنجره ماشین و سرشو تکون داد. من که از آینه داشتم نگاشون میکردم به آرش گفتم نگاش کن چه فیگوری. خندم گرفت.

از یه جایی رد شدیم یهو ریحانه گفت آخ جون اینجا از اون بستنیها که من دوست دارم داره .  

شادان هم اومد از بحث جا نمونه گفت منم بستنی دوست دارم و من همه بستنیها رو دوست دارم فقط از اون بستنیها که ماکارونی داره دوست ندارم.

یهو هنگ کردم ، به آرش یواش گفتم : کدوم بستنی ماکارونی داره؟ آرش هم گفت منظورش فالوده س.

تا شادان شنید ، گفت : آره آره منظورم همون فالوده رو میگم.   

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

امروز صبح برنامه صبح بخیر ایران داشت مقاله ای در مورد اینکه صبحانه خوردن چقدر مهمه و چه چیزهایی بهتره که در صبحانه خورده بشه صحبت میکرد و شادان خانوم هم نشسته بودن رو مبل و نون و نوتلاش رو میخورد.

خانوم مجری: بهتره تخم مرغ بهمراه شیرو عسل خورده بشه چون باعث سیری میشه  و دیگه هله هوله نمیخورید که باعث اضافه وزن و ... بشه.

شادان با حالتی اندیشمندانه گفت: مامان این مطلبو مربیای مهد گفتنا. ببین چقدر با سوادن که تو تلویزیون حرفاشون و میگن. مربیای ما همه چیو میدونن فرشته



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٠ | ٩:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان شادان جون | نظرات ()