خبر خبر  یه خبر جالب

به تازگی متوجه شدم دوست نازنینی ما رو قابل دونسته و به وبلاگمون سر میزنه اونهم بطور دائم و اونجور که خودشون گفتن مشتری پرو پا قرص مطالب و وقایع مربوط به شادانن.

ایشون ( دوست عزیز )   هوشمندانه بهم گفت که مطالب وبلاگم رو میخونه و خیلی زیرکانه بهم اشاره کرد که همه چیزو بدقت مطالعه میکنه و به تعبیری یه جورایی منو آچمز  کرد.تعجب

قرار شده برای جشن فارغ التحصیلی شادان اینا بلوزهای یقه ب ب  و جوراب شلواری سفید - دامن پلیسه سرمه ای و کفش مشکی بپوشن و حداکثر تا 5 اردیبهشت ببرن مهد برای عکسشون.

این مطلبو نازنین جون به من و مامان ریحانه داشت میگفت و  آخرش هم با لبخندی شیرین به من گفت خانوم ... این مطلبو امشب تو وبلاگتون میخونیم یا نه؟ چشمک

با تعجب گفتم: بله؟ تعجبمگه شما.....تعجبتعجب

در ادامه گفت: من تمام مطالب رو به دقت و کامل میخونم. مژه

نمیدونید چه حالی شدم هم خوشحال شدم هم شرمنده و احساس مسئولیت بیشتری کردم و خواستم یه خواهشی بکنم و بگم نازنین جون اگه مطالبو میخونید پس چرا پیشنهاد یا نظری نمیدید. ما خوشحال میشیم  از نظراتتون استفاده کنیم.قلب



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٠ | ٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان شادان جون | نظرات ()