پنجشنبه که رفتیم مهد دنبال شادان از اونجا رفتیم خونه مامان شلان. از اونجاییکه مامان با خاله سوسن رفتن امریکا و نیستن من نقش خواهر  نمونه رو ایفا کردم .

شادان داشت با امیرحسین سر و کله میزد که دیدم رفت سراغ باباش و یه چیزی گفت و برگشت سمت اتاق امیر.

پرسیدم چی شده؟ آرش گفت که دندونش لق شده. گفتم بیا نگاه کنم و دیدم  مثل دندون اولیش این یکی دندون پایینش هم لقه و دندون اصلیش هم از پشت دومرتبه در اومده.

شادان گفت مامان برام میکنیش؟سوال

من یه کم تقلا کردم  دیدم دلم نمیادو گفتم برو شنبه گیتا جون زحمتشو بکشه.

یه کم با خودم کلنجار رفتم و دیدم نمیتونم دلم نمیاد. رفتم تو اشپزخونه و به خودم گفتم : محکم باش مادری یعنی چی که طاقت ندارم دندونشو بکنم.سبز دومرتبه  صداش کردم و گفتم بیا یه بار دیگه امتحان کنم و یه کوچولو به خودم جرات دادم و با دستمال کاغذی ندونشو گرفتم و کشیدم. اومد تو دستمو و در اومد. یک مروارید سفید و خوشگل و کوچولو حالا شادان دیروز با ذوق و شوق بهم میگه یکی از دندونای بالاش داره لق میشه  تعجب 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٧ | ٢:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان شادان جون | نظرات ()