بابا آرش داشت وب گردی میکرد و منو صدا کرد و گفت که عکسهای خونه 23 میلیارد تومنی رو دیدی؟ منهم جواب دادم نه. بابا آرش هم گفت بیا نگاه کن اگه رفتیم اونجا بدونیم چی به چیه.مژهمژه


 رفتم کنارش نشستم و آرش جان شروع کرد به خوندن اینکه چند تا اتاق خواب داره و چند تا نشیمن و سالن ورزشی مجهز و استخر .................. و در همون حین عکسهاش رو هم نگاه میکردیم که شادان توجهش جلب شد و اومد کنار باباش نشست و پرسید اینا چیه؟ و بابا براش توضیح داد نگاه کن میخوام این خونه رو بخرم ببین دوست داریش؟چشمک

شادان: برو پایینتر نگاه کنم.قلبچشم

بابا هم همچنان توضیح داد : این خونه تو کامرانیه س و این نمای بیرونشه و اینجا راهروی ورودیه و اینجا اتاق نشیمنه اگه خواستیم بشینیم - اینجا استخرشه اگه خواستیم شنا کنیم - اینجا یه سالن سینمای کوچولوه که میتونیم فیلمها رو سه بعدی ببینیم - اینجا هم آشپزخونه س و اتاق خواب .....  .

شادان خانوم حالا پسندیدی؟ وسایلش خوبه؟ متفکر

شادان: این وسایل هم توشه و با این وسایلها میدن؟

بابا: بله با همه این وسایلهاست.

شادان :اگه بخواهیم با وسایلهای خودمون بریم چی؟مژه



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/٩/۱٤ | ٩:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان شادان جون | نظرات ()