از دوشنبه ی پیش که هوای تهران آلودگیش به حالت اضطرار در اومد و مدارس رو تعطیل کردن نفس کشیدن خیلی سخت شده. امروز هم میخواستن بچه ها بیشتر از این از درسهاشون عقب نیفتن و پر رو هم نشن ، تعطیل نکردن چون هیچ اتفاق خاصی تو هوای تهران نیفتاده ولی صبح گزارشگر هواشناسی  تو اخبار گفت که احتمال اینکه فردا و پس فردا ماشینها زوج و فرد بشن و مدارس تعطیل بشن ، زیاده.

 دیروز صبح طبق قرار قبلی بابا آرش با شادان خانوم ، صبحانه کله پاچه خوردیم و رفتیم کوه (  ولنجک ).

    دیروز هوا زیاد سرد نبود و وقتی رسیدیم بالا ، نفسی کشیدیم و آسمون آبی رو بعد از یکهفته دیدیم . از اون بالا که به پایین نگاه میکردی رعشه به اندامت می افتاد. انقدر هوا کثیف و آلوده بود که دلم برای خودمون سوخت که چه بلایی داره سرمون میاد. هوای فرار به یک روستای دورافتاده به سرم زده انقدر دور که نه امواج موبایل باشه ، نه امواج پارازیت ، نه آلودگی هوا و دود و سر و صدا. حیف که با زندگی شهری که ما یاد گرفتیم و هیچ هنری نداریم بتونیم از پس زندگی روستایی بر بیاییم ، محکوم به زندگی در این شهر پرهیاهو و شلوغ و کثیفیم.

آسمان تهران

شادان و بابا آرش

شادان در گلخانه

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٧ | ٩:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان شادان جون | نظرات ()