جمعه شادان و آوا ( نوه خاله بابا آرش ) رو بردیم تئاتر عروسکی دختر کدو تنبل به کارگردانی مامان و بابای دوست شادان جون ، آوا پاکدست. نمایش راس ساعت 17 توی پارک لاله اجرا میشد و خیلی لطیف و زیبا بود.

ظهر به مامان آوا زنگ زدم و گفتم که عصر میریم نمایششون رو ببینیم و ایشون هم گفتن که آوا هم امروز میاد. وقتی رسیدیم شادان آوا رو دید و و کمی با هم صحبت کردند بعدش آوا با مامانش صحبت کردند و شادان رفت توی سالن پیش بازیگردانان و از نزدیک عروسکها و دکور نمایش رو دید . این چیزی بود که از چند وقت پیش ذهن مامان آوا رو به خودش مشغول کرده بود و دو هفته پیش که بهم زنگ زدند و گفتند که نمایش دارند گفتند که شادان جون رو بیارید تا عروسکها رو از نزدیک ببینه .

شادان حدود 3 سال پیش با هانا و مامان و بابای مهربونش رفتند یه تئاتری که کمی عروسکهاش خاص بوده و شادان بدجور ترسیده بود جوریکه دستشویی، حمام حتی اتاقش به تنهایی نمی رفت و مدتها گذشت تا تنهایی دستشویی بره و در دستشویی رو ببنده . وقتی من این موضوع رو برای مامان آوا جون گفتم خیلی ناراحت شدند و گفتند که حتما شادان را بیارید عروسکهای ما رو ببینه. چند بار زنگ زدند و گفتند بیایید ولی از اونجاییکه بیشترشوت تالار وحدت بود و رفتن به اونجا یه کم سخته تا جمعه قسمت نشده بود بریم.

عروسکها خیلی بامزه و زیبا بودند و دکور خیلی رنگی و با ظرافت ساخته شده بود. صدای عروسکه توی استودیو ضبط شده بود و ازاینرو هر جای سالن مینشستی صدا رو بخوبی میشنیدی. با دیدن عروسکها یاد بچگی خودمون و عروسکهای " هادی و هدی " افتادم. بعد از نمایش آوا شادان رو برد دکور رو از نزدیک دید و عکس انداختند و همتسر آوا به نام " اسکویینی " رو هم دید و بهش دست زد.

بعد از تئاتر خاله آزاده اینا اومدند خونه ما و شادان و آوا جون با هم کلی تا آخر شب بازی کردند.

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱۳ | ٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان شادان جون | نظرات ()