دیشب دوشنبه شب ما به اتفاق مامانازی و عمه - پریسا و عمو مهراد رفتیم تئاتر سرتو بدزد رفیق از ساعت ۹ تا ۱۱:۴۵ شب.

 

از حق نگذریم خیلی نمایش شاد و خوبی بود .من تمام مدت دست زدم از دیدن قر دادن شادان خانوم و هنرپیشه های تئاتر کلی کیف کردم.

تمام ۲ ساعتو شادان رقصید اونم چه رقصی .کیف کردم چه قری میداد از جون و دل .

مامان به قربونش بره عسل خانومو.

آدم فکر میکرد رفته کنسرت .

خلاصه..................

از یک ربع مونده به آخر نمایش شروع کرد به بغض کردن و گفت :" الان تموم میشه؟"

ما گفتیم  هنوز نه. اینو که شنید بد قلقی شروع شد.

می گفت نمی خوام یه بار دیگه شروع شه.

خلاصه بعد ۲ ساعت رقصیدن تو سالن نمایش آخرش با گریه اومد بیرون.

خداییش به شادان خانوم از همه بیشتر خوش گذشت چون تئاتر موزیکال بود و از یه ربع اول نمایش آهنگ و رقص بود تا آخرش.

هنوز نیومده بودیم بیرون گفت که فردا هم بیایم .

مامان شما برو اداره بازم بلیط بگیر فردا هم بیایم.

حالا امروز بنده رفتم برای بلیط به من میگن خانوم شما همین هفته پیش ۶ تا بلیط گرفتی.

دوست مامان آرش رسید و تا منو دید گفت آقای .... دختر ایشون دیشب با گریه اومد بیرون خواهش میکنم که برای دخترشم شده بهش بلیط بدید. حالا بنده از امروز برنامه دارم که بگم یکشنبه میریم نمایش اونم با خاله شقایق و شیدا.

خدا به من صبر ایوب بده  

22/04/1389



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/۱/۱٢ | ۸:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان شادان جون | نظرات ()