شادان جون اینا تو مهد بهشون کارت مسواک میدن که ۳۰ یا ۳۱ گل داره و باید هر شب بعد از مسواک یک گل رو رنگ کنن.

 

از اونجایی که این کارت اگه دست شادان بیفته درب و داغون میشه من این کارتو نگه میدارم تا آخر ماه و شبی که باید فرداش کارتو تحویل بده کارت و با مداد شمعی یا مداد رنگیاش جلوش میذارم تا رنگ کنه. اونها هم این کارتو میگیرن و بعنوان جایزه یه کارت خالی جدید بهش میدن . بعد هم این کارتا رو جمع میکنن آخر خرداد یا تیر میدن با پرونده ی کاراشون به اولیا به عنوان یادگاری .

یه چند ماهی بود که من یادم رفته بود این کارو بکنم یعنی از تیر که این کارتو بهش داده بودن پر نکرده بود منم دیدم که مرداد ماه رمضون شد و اداره ها تق و لق شد و شهریور هم به همین روال تا اینکه پریروز نازنین جون ( مسئول مهر ۳ ) منو صدا کرد و گفت خانم ........ ُ شادان جون چرا کارت مسواکشو نمیاره من ۳ ماه منتظرم که دختر گلم کارت مسواکشو بیاره جایزه بگیره  .

منم گفتم که خونس و براش سه شنبه میارم ( دوشنبه تعطیل بود ).

رفتم خونه و کارت رو از تو کتابخونش برداشتم و دیدم که نو و دست نخوردس.

دیروز رفتیم خونه ی بابا اینا ( مامان نیست رفته سوئد پیش شاهین ) و بعد هم عصر رفتیم تیراژه سرزمین عجایب و خسته و درب و داغون رسیدیم خونه و بیهوش شدیم .

صبح دیدم زشته که شادان بدون کارت مسواک بره مهد اومدم و پاستل هاشو گذاشتم جلوشو و گفتم که رنگشون کن.    

گفت حوصله ندارم خودت رنگش کن. منم شروع کردم به رنگ کردن ۲-۳تا از گلها و برای اینکه لو نره کار منه یه کم از خط زدم بیرون .

شادان گفت مامان نازنین جون گفته از خط بزنیم بیرون ؟

گفتم چطور ؟

گفت میخوام به نازنین جون  بگم که این کارتو من و مامانم رنگ کردیم و دیگه چیزی نگفت و شروع کرد به رنگ کردن .

 شادان تمام گلا رو رنگ کرد بدون اینکه از خط بزنه بیرون و من از خجالت من سرخ شده بودم. ازش پرسیدم نباید از خط زد بیرون ؟

گفت نه نباید بزنی بیرون به خاطر همین میخوام بگم من و مامانم با هم رنگ کردیم .   

13/07/1389



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/۱/٦ | ٩:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان شادان جون | نظرات ()