هلیا

امروز عصر من و شادان خانوم تولد " هلیا ناسوتی " دوست همکلاسی شادان دعوت داشتیم. من طی سال تحصیلی چندین بار دم در خونه شون رفته بودم و نکته جالب این بود که امروز عصر یه ورودی اشتباه رفتیم و مردم رو از خواب بیدار کردیم و کلی شرمنده شدیم.قلبفرشتهقلبقلبفرشتهفرشتهفرشته

مامان هلیا سنگ تموم گذاشته بود به همگی خوش گذشت. از دوستای شادان جون , سارینا و کیانا گندم کار, سلوی , ریحانه دهرویه , باران اسدی , روشا و آتنا , رایا و دریا به همراه ماماناشون اومده بودند.هوراهورا

ساعت شروع تولد از ساعت 3 الی ... بود که ما ساعت 7:30 برگشتیم خونه.لبخند

راستی امروز بعد از تولد , شادان خانوم به طور کامل و صریح با صدای بلند کتاب " روز اثاث کشی " از سری کتابهای " اولین تجربه تو " انتشارات قدیانی , را برای من خواند. کلی ذوق کردم چون خودش هم از خواندن لذت برد و بدون اینکه غر بزنه تا انتها ادامه داد.قلب

 آخرکتاب رو براش تاریخ زدم بعنوان  یادگاری تا در سالهای آینده خاطره امروز براش زنده بشه.بغلمژه

شب خوشبای بای

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
persian friends

. دخالت در زندگی خودتان یا دیگران را می پسندید!