حاضر جوابی

شادان خانوم و بابا حسین هر روز حداقل دوبار با هم صحبت می کنند و من هم هیچ وقت دقیق نمی شم که بین نوه و پدربزرگ چی می گذره. طبق معمول ،شنبه بابا زنگ زد و با شادان صحبت کرد و من هم تو آشپزخونه داشتم شام می پختم. بعد از اینکه شادان تلفن رو قطع کرد دومرتبه بابا زنگ زد. چون شادان داشت کارتون نگاه می کرد و 6 دونگ حواسش تو تلویزیون بود تا شماره رو دید گفت : خودتون جواب بدید بابا حسینه. رفتم گوشیو برداشتم دیدم بله درست حدس زده ، بابا ست.

باهاشون صحبت کردم و بعد از احوالپرسی دیدم بابا زد زیر خنده . گفتم چی شده؟ گفتن داشتم با وروجک صحبت می کردم ، گفتم چه خبرا؟ جواب داده : سلامتی ، شما چه خبر؟ بابا به شوخی گفتن که شاهین برام ویزا فرستاده میخوام برم سوئد. شادان هم نه گذاشته نه برداشته سر ضرب گفته : نخیرم برای شما نفرستاده ، برای ما قراره بفرسته . ما دو ساله که درگیر این مسئله ایم.  

/ 2 نظر / 12 بازدید
پرنیان

جانم شیرین زبون