جو گیر

مامان نازی و بابا آرش چهارشنبه پیش رفتن 2 تا تشک تاشو و یه بالش برای شادان خانوم خریدن ( برای خونه مامانازی ). به خاطر آلودگی هوا سبز و زوج و فرد بودن پلاک ماشین ها , بعد از استخر رفتیم خونمون شام خوردیم و رفتیم خومه مامان نازی خوابیدیم و تشک ها رو افتتاح کردیم.مژهمژهمژهمژهمژهمژهمژهمژه

شادادان خانوم کلی کیف کرد و اصرار داشت جمعه شب رو هم بریم خونه مامانازی بخوابیم که تصویب نشد تا اینکه شنبه تا رفتیم خونه دیدیم اوه اوه چه بوی گازی تو ساختمون پیچیده و بابا آرش گفت داره چشمامون میسوزه و خطرناکه کارهامونو بکنیم و بریم شب شهرکلبخند.

بابا آرش زنگ زد و ه مامانازی گفتن که شاممون رو خوردیم میایم. تا تلفن رو بابا قطع کرد شادان خانوم گفت : الان مامانازی میگه 2 تا تشک خریدن حالا هی جوگیر میشن و میخوان بیان اینجا بخوابن خجالت

/ 6 نظر / 3 بازدید
مامان هارپاگ

ما که توی ایلام هستیم فقط دلمون خوش بود که هوای اینجا پاکه حالا چند ساله که هوای اینجا هم از همه جا آلوده تره از بس همیشه گردو خاک داره بخصوص فصل بهار و تابستون که وحشتناکه تمام گردوخاک کشور عراق می ریزه روی سر ما

مامان نازدونه ها

[خنده] خب نبايد به اندازه ي پولي كه دادين روش بخوابين[چشمک] مبارك باشه[قلب]

پريسا مامي نازنين

عزيزممممممممممممممممممممممم خونه مامان جوني خوابيدن يه صفاي ديگه داره علي الخصوص رو تشك جديد باشه

خاطرات دلنشین ما

عزززززززززززززززززززیزم.عجب چیزی گفته...[قهقهه]تشک جدید مبارررک گل دختری.[گل]

خاله رویا

عزیزم :* خیلی دلم براش تنگ شده. شیرین زبون :**