اولین تولد سال 92

قبل از ما روژین کریمی - شکیبا - احسان خوشبویی و مایا رسیده بودند. وقتی اومدیم پایین توی محوطه هستی تیموری و دریا بدون دیار و آرتین رو دیدیم. اونجا به هستی پیشاپیش تولدش رو تبریک گفتم . گفت : خاله هفته دیگه تولدمه مامانم کارت میده بهتونخواب

امروز که رفتیم دنبالش مامان روژین و هستی پایین ایستاده بودن و به مامانا کارت دعوت دادن . هستی پنجشنبه دیگه قلعه سحرآمیز و روژین جمعه سوم خرداد سرزمین عجایب.

امسال چون بچه ها بزرگتر شدن بدون مامان باباها دعوت میشن.شادان از خوشحالی تو پوست خودش نمیگنجید طوری که چند بار کارتهاش رو نگاه کردقلبقلب

شادان نمی تونست خوب راه بره پرسیدم : چرا؟ جواب داد : از بس رقصیدم انگشتهای پام درد گرفته.چشمک

امروز به شادان جون خیلی خوش گذشته بود و روحیه اش بابت دیدن دوستای کودکیش چند برابر بهتر شده بود و از خستگی بیهوش شدمژه

 

شادان و ساینا

شادان و دوستاش

/ 2 نظر / 18 بازدید
وحیده مامان پارسا

عزیزم ...که اینقدر ذوق داره.مسواک زدنش برام جالب بود.[خنده][ماچ]...معلومه که حسابی توی این تولدها خوش میگذره.از همه مهمتره دوستی بچه ها محکمتر میشه...خصوصا برای بچه های ما که تنها هستند داشتن دوستای خوب نعمت بزرگیه..ولی هزینه های کادو تولد هم کمرشکنه نه؟![چشمک]