مدال

شادان خانوم بعد از اجرا در گروه ژیمناستیک کلاسهای اداره مربیشون اسمش رو برای دریافت مدال رد کرد و از چهارشنیه پیش شادان خانوم من رو کچل کرد که زنگ بزن آقای نوروزی و ببین تگه هست برو مدالم رو بگیر.

روز چهارشنبه زنگ زدم آقای نوروزی نبود, شنبه من استعلاجی بودم و یکشنبه باز هم آقای نوروزی نبودند و شادان خانوم و مامان ناری قرار گذاشتن برن استخر. دوشنبه ساهت 10 دیدم موبایلم زنگ میخوره برداشتم و دیدم شادان خانوم میگن : مامان من با مامان نازی رفتم پیش خانم فرخندگان و مدالم رو گرفتم , مامان مطمئنی جایزه باهاش نبود؟ باید جایزه هم میدادند.

گقتم : نه مامان جان گقتن فقط مدال میدن.نیشخند

شادان دیگه چیزی نگفت ولی وقتی بابا آرش عصز اومدن دنبالم دیدم یه بسته ای تو ماشینه.پرسیدم این چیه؟ گفتن که از بس شادان خانوم زنگ زد و سوال کرد که بابا فقط یه مدال دادند , شما نمیدونید چرا جایزه باهاش نبود که من رفتم به کادوی کوچولو خریدم براش. زبل خانوم اینجوری میخواد بگه شما برام جایزه بخرید.قلب

/ 1 نظر / 3 بازدید