کلاس اولی

همه اینها روی هم میشه 40 دقیقه که تمام مدت شادان از زیرش شونه خالی میکنه و با ضرب و زور باید بنشونیش انجام بده . هفته پیش آقای امیری یه خورده از دست شادان ناراحت شد و بهش التیماتوم داد که باید تمرین داشته باشی من میام وگرنه وقت و پول مامان و بابا رو هدر نده ، من که کارم آموزش دادنه .
شادان خانوم گفت : 5 دقیقه فرصت بدید فکر کنم . بعد از 10 دقیقه گفت فکرامو کردم میخوام یاد بگیرم .
با این وضعیتی که خانوم شادان اینا بمبارانشون میکنه و تکلیف پشت تکلیف میده خداییش بچه خسته است و میخواد استراحت کنه .
نمیدونم تمام کلاس اولیها اینقدر تکلیف دارن و وقت کم میارن یا من فقط اینجوریم.
بطور مثال پریروز شادان 3 صفحه و نیم سرمشق " چ "  داشت ، یک صفحه از 1 تا 30 ،  یک صفحه کامل دیکته شب ، یک صفه کتاب کار و یک پلی کپی روخوانی. روزهای دیگه هم ممکنه کتاب کار رو نداشته باشه وای واقعا نمیدونم انقدر لازمه به بچه ها در سال اول ورودشون به محیط جدید مدرسه و دنیایی جدیدتر اینهمه فشار بیارن؟ ما از الان اینهمه فشار بیاریم چه خبر میخواد بشه ، همه انیشتن نشن نمیشه؟ اینجا از 6 سال تمام بچه ها با دنیای کودکیشون که بازی و تفریحه و  در کنارش باید  یادگیری باشه ، به طور جدی  جدا میشن و فقط و فقط درس پررنگ میشه و با دنیای کودکیشون خداحافظی میکنن .
شادان ، دختر پرجنب و جوش من الان وقت بازی کردن نداره و عملا بیشتر روزها انرژی نداره و خسته است و دیکته شبش رو با گریه مینویسه. وقتی بهم میگه میخوام توتعطیلات نوروز استراحت کنم درکش می کنم و کاملا بهش حق میدم ، ولی چه میشه کرد. شادانی که از ورزش کردن و نقاشی کردن وورجه وورجه کردن خسته نمیشد و همیشه پای همه کاری بود حالا رمق آنچنانی نداره ، و این رو  می دونم که مامان نازی تمام و کمال بهش میرسه ناهارش همیشه ساعت 12:30 آماده است طبق سفارش روز قبلش به مامانازی. میوه اش رو میخوره و همه جور کمکی رو از مامان نازی میگیره  و باز هم کم میاره.
 نمی دونم  تمام معلمهای کلاس اول مدارس دولتی وقت کم میارن و همکاری اولیا رو می خواهند یا مدارس دولتی دیگه 35 تا شاگرد ندارن و تعدادشون کمتره و اونها وقت کافی رو پیدا میکنن؟  این علامت سوال از اوایل سال بالای سر من هست و هنوز جوابی براش پیدا نکردم .
همکارهایی دارم که بچه هاشون کلاس اولین و وضعیت ما رو ندارن اونها میگن بچه های ما نهایتا یک صفحه مشق دارن و فوقش چند خط دیکته و وقت برای کلاسهای بیرون مثل شطرنج و ورزش دارن ولی شادان وسط هفته هیچ کلاسی نمیره و آقای امیری هم پنجشنبه ها میاد خونمون و ما جایی نمیریم . اشکال کارمون کجاست نمیدونم.
 
حالا که موهای شادان خانوم بلند شده دوست داره موهاشو ببندم یا براش ببافم و گل سر بزنم . با حوصله میشینه و اگه دردش بیاد هم تحمل می کنه و غر نمی زنه. وقتی می بینه موهاشو مدل دادم یا یه کوچولو بافتم لذتی می بره بیا و ببین.
 دیشب از حمام که اومد  گفت جلوی موهام رو بباف . براش بافتم و گفتم فردا هم اگه زود بیدار شی برات میبافم. صبح ساعت 6 با خوشرویی اومد بیدارم کرد و گفت مامان بیا.
رفتم تو هال  و ذوق زده شدم و خدا رو شکر کردم که دختر دارم. شادان صندلی صورتی اش رو گذاشته بود زیر یخچال و کره و پنیر و نوتلا رو در آورده بود و  میز صبحانه رو  چیده بود و مهربانانه لبخند میزد. نشست یه کارتون کانال دو رو دید بعد بهش گفتم : امروز دیکته داری بشین از روی دفترت یه دور از کلمات جدید بخون. امروز بزنم به چوب  ، شادان بدون چونه زدن هر کاری که گفتم کرد.
امروز چهارشنبه قشنگه است. دخترم امروز فرشته تر از قبل شده  ، هوا هم بخاطر بارون دیشب بسیار لطیفه و امروز رو دوست داشتنی تر از قبل کرده. 
خدایا خیلی ممنون امروز خیلی زیباست ، دوست دارم. قلب

/ 2 نظر / 14 بازدید
مامان ستاره

عزیزم همونطور که میدونی دخترمن هم کلاس اولیه ولی اینهمه درس واسه نوشتن ندارند.به نظرم بهتره با مدرسه صحبت کنید یا حتی واسه سال بعد مدرسه شو عوض کنید چون تو روحیه بچه تاثیر میذاره.[گل]

وحیده مامان پارسا

پارسا که کلاس اول بود اصلن مشق زیاد بهشون نمی دادند.نمی دونم چرا بعضی مدرسه ها اینکارها رو میکنند.حتی به نظر من مشق زیاد دستخط بچه رو هم خراب میکنه.چون دیگه شوق و ذوقی نداره با حوصله بنویسه.. یه عکس هم از شادان خانم بذارید با موهای بلند.... امیدوارم سال جدید سال خوبی باشه براتون همراه با سلامتی و شادی.پیشاپیش نوروز مبارک