شادان ۹۶

از امروز به پیشنهاد پدر شادان جون و درخواست خودش یه سری مطلب جدید میزارم.

 شادان خانوم دیگه امسال داره میره ششم دبستان.

نسبت به همسن و سالاش همچنان ریزنقشه و همچنان در دوران طلایی کودکی جوریکه از بازی و بازیگوشی خسته نمیشه.

الان که دارم به همکلاساش نگاه میکنم نمیدونم رشد بچه ی ما کمه ( البته با خودم که مقایسه میکنم یادم میاد خودم هم از لحاظ رشدی مثل الان شادان بودم ) یا بچه های این نسل یه نموره رشد معجزه آسا پیدا کردن.

از پارسال تابستون شادان تیر و کمان رو شروع کرد علاقه هم بهش داره . هدیه تولد ما ( من و بابا آرش ) کمان بود که تقریبا 4 تومن برامون تموم شد. این رو از اون جهت میگم که برخی دوستان تصورشون اینه که ورزش کم هزینه ایه. کمان از 900 تومن هست تا 13، 14 میلیون. قیمت یه تیر ساده 33 تومنه دیگه از این بگیرید برید بالا.

استادشون خانم شعبانی فوق العاده مهربون و دلسوزه و همیشه خروجی باشگاهش تیم ملی نوجوانان و جوانان و بزرگسالانه. الان نفر اول کشوری توی آقایون مربوط به باشگاه ایشونه.

من اونجور مرتب شادان رو تمرین نمی برم ولی یه دختری هست که یکسال از شادان زودتر شروع کرده و از شادان هم یکسال کوچیکتره با اعتماد به نفس فوق العاده تو مسابقات شرکت میکنه و مقام میاره. الیته خانم شعبانی هم به من گفتن که رمز موفقیت فاطمه تو مرتب تمرین کردنشه و لا غیر.

سال پیش مدرسه رو کشوندیم چون اصلا شادان درست و حسابی درس نخوند که چه بسا اگه میخوند مطمئنا خروجیش فوق العاده می بود. هر چند الان هم با توجه به هوش زیادش این نمرات کیفی رو خوب آورده من که روز کارنامه استرس داشتم. خودش ریلکس بود و با آرامش کامل تو جشن کارنامه شرکت کرد کما فی السابق.

معلم ریاضی امسالشون که دروس اجتماعی و علومشون رو هم برعهده داشت فوق العاده  و متعهد بودن. خانم رضوی یک معلم کاربلد و با تجربه که میگفتن طرف حساب من فقط و فقط بچه هان و من با اولیا کاری ندارم .

از یکماه پیش تابستون شادان خانوم شروع شده و برنامه روزنه ش پره. صبحها بعد از بیدار شدن حدودای 11 صبح مامانازی میاد دنبالش میرن خونه ایشون و عصرها هم من میزم دنبالش میاد خونه و از ساعت یکربع به 7 هم میره پایین دوچرخه سواری و بازی با دوستاش تا ساعت 8:30  شب.

 از امروز کلاس زبانش شروع میشه و یکشنبه و سه شنبه بعدازظهراش تا 7 شب پر میشه. تمام دغدغه ش اینه که کاش کلاسمون زودتر بود به بازی با دوستام میرسیدم.

/ 0 نظر / 3 بازدید