عموها

ه چند وقتی کارامون زیاد شده بود و امتحانهای شادان خانوم هم مزید بر علت شده بود و نتونستم سر بزنم و چیزی بنویسم.
2 هفته پیش بابا آرش به خاطر نمایشگاه رفتن کیش و چهارشنبه همون هفته هم ( 25 دی ) من و شادان خانوم رفتیم .
اونجا شادان دوستش علی بهاری نیا رو دید و یه ظهر تا شب با هم بودن و کلی بازی کردن. شادان جون دو تا دوست خوب دیگه هم پیدا کرد کیانا که کلاس چهارم بود و برادرش امیرعلی کلاس ششم. یه مامان خوب هم داشتن که یه دوست خوب به دوستای من اضافه شد. مامان علی ، مهناز جون خیلی مهمون نوازی کردن و واقعا خجالت زده شون شدیم خیلی محبت کردن. پدر و خواهر علی هم لطفشون رو تکمیل کردن.
دیروز هم به لطف سفارش یکی از دوستان و محبت ایشون و البته مهربونی و لطف عمو فروتن ، بالاخره شادان خانوم موفق شد بره برنامه " فیتیله " ( عمو مسلمی و گلی و فروتن ) . این بزرگترین آرزوی شادان بود از موقعی که 2 سالش بود همش میگفت : برم عموها . از موقعی که 4-5 ماهه بود با عشق برنامه شون رو نگاه میکرد و میرقصید  و قر میداد.
دیروز ساعت 1 رفتیم به محل ضبط و گفتن که اسماتون رو نگاه کنید اگه تو لیست نیست برید.اسم شادان نفر سوم نوشته شده بود بعد هم که شادان رفت تو استودیو اومدن منو و دو نفر دیگه رو صدا کردن و گفتن برید تو استودیو پیش  بچه هاتون.
بعد هم عمو فروتن کلی لطف کردن و منو بردن داخل و نشستم اون بالا و کلی به من مادر خوش گذشت چه برسه به بچه ها.
عمو مسلمی و شهریاری دعواشون شد بیا و ببین تو دلم گفتم شانسو ببین بعد مدتها اومدیم اینجا حالا دعوا شده و شهریاری میگه این آخرین اجرای من تو این برنامه س و پشت صحنه ریخت به هم و برنامه قطع شد . مثل اینکه 3-4 دقیقه ای برنامه قطع بوده و دومرتبه برگشت رو آنتن. انقدر آقای شهریاری طبیعی عصبانی شد و صورتش برافروخته که منی که تو اونجا حضور داشتم 1% هم احتمال ندادم دعوا زرگریه چه برسه به بیننده های داخل خونه.
آخرش هم یه کیک تولد آوردن و گفتن 3 بهمن تولد عمو فروتن بوده و براش جشن گرفتن و از اونجاییکه بعد از برنامه می خواستن کیک بخورن و هدیه بدن به بچه ها گفتن برید طول میکشه عموها میان و این شد که برای اولین بار شادان به نزدیکی عموها رفت ولی موفق نشد باهاشون عکس بندازه.
خیلی برنامه شون شاده و پر محتوا . وقتی از نزدیک میری میبینی تازه متوجه زحماتی که میکشن میشی . تمام مدت در حال بدو بدو بودن و پشت صحنه ایها هم آروم و قرار نداشتن نزدیک 30 نفر اون پشت فعالیت میکردن . به همشون خسته نباشید و خدا قوت میگم.
  فردا هم مدرسه جشن کارنامه دارن و شادان خیلی ذوق و شوق داره ولی بابا آرش نمیتونه بیاد چون امتحان داره.
/ 0 نظر / 11 بازدید